خرید بک لینک

سلام به همه ی دوستان

یه سوال از همگی داشتم؛

چرا دختر یا پسری که متوجه میشه مشکلی مثل بیماری واسش پیش اومده تصمیم میگیره رابطه رو بدون مشورت با عشقش، ترک کنه؟ و چرا فکر میکنه دیگه دوست داشتنی نیست و وجودش فقط ایجاد مزاحمت میکنه؟ این مورد رو چندین بار دیدم و شنیدم ، بنابراین واسم سوال بود که مطرحش کردم.

ممنون از پاسخ هاتون.

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام شبتون بخیر دوستان پسری هستم 31 ساله کارمند و شرایطم هم واسه ازدواج تقریبا مهیاست. تا الانم شکر خدا نه دوست دختر داشتم و نه کلا از این تیپ روابط تو زندگیم بوده. نماز خون بودم و سرم همیشه تو کار خودم بوده و از این جور مسایل به لطف خدا در امان بودم. حالا میخوام ازدواج کنم با یه دختر خانومی که شغل ... داره، خونواده خوب ، مذهبی و آبرومندی داره خودش ظاهرا خیلی خانومه ولی ؛ یه مساله ای که هست و منو آزار میده روابطش با همکاراشه، اینکه با پسرای دیگه همو با اسم کوچیک صدا میزنن یا همو عزیزم صدا می کنن منو اذیت می کنه، نمیدونم من زیادی حساس و غیرتی شدم یا نه واقعا این کار آسیب میزنه به زندگی آیندم. من خودم مدرک دکتری دارم منظورم اینه که منم تو محیط دانشگاه با دخترا ارتباط داشتم اما کلا همو با لفظ آقا و خانم فلانی صدا میزدیم. شما حاضرین همسرتون رو تو محیط کار یه جنس مخالف غریبه با اسم کوچیکش صدا بزنه؟ ممنون میشم نظرات تون رو بفرمایین. پیشنهاد : به خاطر تو خودم رو اصلاح می کنم

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام سوالی که میخوام بپرسم خیلی برام حیاتیه، از دوستانی که در این زمینه اطلاعی ندارن خواهش میشه با راهنمایی های غلط وضع خودم و خانواده ام رو بدتر نکنن. قضیه از اینجا شروع میشه که خواهرم که هنوز به 15 سالم نمیرسه، چند ماه پیش با یه جنس مخالف که ادعا کرده 17 سالشه ( که البته بعید میدونم ) دوست شده. واقعا نمیدونم چه کمبودی داشته تو زندگی اش که به این سمت کشیده شده ... تو این مدت عکس و ویس و چت با هم رد و بدل میکردن، پسره کلی گولش زده و تخلیه ی اطلاعاتی اش کرده و تقریبا همه ی زندگیمون رو از سیر تا پیاز میدونه. حالا خودش گریه میکنه و میگه پشیمونه و نمی دونه باید چیکار کنه؟ البته من و مامانم اینا بارها بهش تذکر داده بودیم که همچین کارایی نکنه. میخواستم از دوستان بپرسم چاره چیه؟ چون پسره امروز در نهایت وقاحت زنگ زده به بابام و گفته من با دخترت دوستم، چند روزه هر چی پیام میدم بهش جواب نمیده، لطف کنین بهش بگین جواب منو بده! متاسفانه آدرس خونه هم داره، و خلاصه همه جور اطلاعاتی. بنظرتون با توجه به حجم اطلاعاتی که داره سواستفاده نمیکنه؟ با توجه به اینکه شهرمون کوچیکه، آبروریزی نمیکنه؟ آخه امروز تهدید کرده بود که پشیمون میشید ، میشه به پلیس فتا دل بست؟! بنظرتون پیگیری میکنن تا اون آبرومون رو بیشتر از این نبرده؟ خیلی اوضاع خونمون به هم ریخته است

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام قشری که همین گونه به خاطر نگاه ترحم آمیز و نه مهربانانه مردم تحت رنج روحی اند و به خاطر دلایل ژنتیکی و صد البته سابقه جنگ در ایران کم نیستند. یکی از مواردی که احتمالا وقتی بشنوید دسته ای گسترده از مراجعین جنسی را می توانند تشکیل دهند تعجب می کنید. قشر سالم جامعه هم وقتی مشکل جنسی دارد شرم مراجعه برای مشکل جنسی او را از رفتن به اتاق درمانگر جنسی باز می دارد حالا کافی است حساب کنید که قشری باشید که جامعه نوع نگاهش به شما این است که شما نه میل جنسی دارید و نه رابطه جنسی و نه قاعدتا مشکل جنسی! معلولان جسمی هم میل جنسی دارند هم رابطه جنسی و هم قاعدتا مشکل جنسی! چرا کسی که پایش را از دست داده و مشکل نخاعی ندارد نباید رابطه جنسی داشته باشد آن هم وقتی دستگاه تناسلی دارد و پیام های جنسی هم از مغز به آلت تناسلیشان منتقل می شود؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام همیشه خوندن نظرات برخی آقایون تو همین سایت و شنیدن نظرات آشنا برام عجیب بود که چرا اینقدر میل جنسی اونها بالا هست که مثلاً با دیدن خانم های بد حجاب تحریک می شن ،یا فانتزی جنسی اونا اکثرا پوزیشن های مختلف نزدیکی کردنه، منظورم عمل اصلی جنسیه هست . من خودم هیچ وقت همچین فانتزی هایی نداشتم هیچ حرصی برای رابطه جنسی ندارم ، آخر فانتزیم اینه که شخص مورد علاقه خودمو بغل کنم با اینکه ذهن خودم هست حتی درباره رابطه جنسی مخصوصاً عمل اصلی جنسی تصویرسازی نمی کنم . سوال من اینه آیا من آسکشوال Asexual هستم آیا این موضوع خطرناکه؟ من فکر می کردم چون بقول بقیه بچه مثبتم از این افکار ندارم تا اینکه تو اینترنت با اصطلاح Asexual آشنا شدم . در ضمن می خواهم بدونم باید همچین موردی رو به پدر و مادرم اطلاع بدم؟ در ضمن من پسر 25 ساله هستم

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام به همه راستش مشکل من اینه که هر کسی بهم رجوع کنه واسه کاری، مثلا بگه فلان قدر بهم پول قرض بده، لباس قرض بده، برام چی درست کن، تو یه مسئله ای بهم کمک کن، تا آخرین توانم بهش کمک میکنم . مثلا اگه بگه ۲۰ تومن پول بده ، ۲۵ میدم. اگه ازم لباسی بخواد بهترین لباس ممکنم رو میدم بهش، یا اگه مثلا مهمون بیاد خونمون،بهترین اتاق، رختخواب، صبحانه و غذا رو در اختیارش میذارم ، اما راستش همین افراد و کلا اطرافیان با من اینطور نیستند، اگه ازشون لباسی قرض بخوایم کهنه ترین رو میدن و رک میگن لباسی که تازه خریدم رو دوست ندارم بدم بپوشی که کسی ببینه، یا اگه بریم خونشون، چند بار دیدم خودشون عین پادشاه میرن رو تخت هاشون میخوابن و واسه مهمون یه تشک کهنه و یه پتوی کهنه میدن . مثلا بخوایم بریم خونه شون راحت میگن ما فلان روز نیستم چون داریم ناهار میبریم پارک، اما خانواده من باشن راحت از تفریح شون میزنن که مهمون بیاد، راستش نیومدم بگم کار ما درسته ها! میخوام نظر شما رو بدونم که مثل ما جان فشانی و احترام درسته یا مثل اونا که خودشون رو ترجیح میدن به مهمون ؟ ممنون میشم نظرتون رو بگید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام بر همگی دوستان یک سوالی من داشتم در خصوص مزاح و خنداندن بچه ها در کلاس دانشگاه من از راهنمایی و دبیرستان عادت خاصی به تیکه انداختن داشتم یعنی یه چیزی میگم که خود معلم ها و دانش آموزان هم میخندیدند و جنبه مسخره کردن نداشت و خیلی حاضر جواب هستم و تو بیان مطالب تبحر خاصی دارم و اعتماد بنفسم در این موارد فواران میکنه . حالا همین عادت رو در دانشگاه هم دارم و عمدتا اگر کلاس ها خیلی خشک باشه معمولا باید یه جوری مجلس گردونی کنم که وقت بگذره ولی فقط مواقعی که واقعا کلاس خسته کننده باشه و خود استاد هم یه جوری بی رمق باشه . تو بعضی از کلاس ها دختر ها هم هستن که تیکه ها جوری هست که همه رو تقریبا میخندونم بدون بی احترامی به کسی و خود استاد هم میخنده حتی ، حالا سوال من از دختر های محترم این هست که این کار چه منظره ای داره از نگاه آن ها ؟چون غالبا دیدم بعضی از دختر ها یه حالت خاصی مثل حالتی که دختری عاشق یه پسر شده به آدم نگاه میکنن . و این رو هم بگم من کاملا مغرورم و اول کلاس که وارد میشم سرم رو پایین میندازم و به هیچ وجه من الوجوه علاقه به دوستی با جنس مخالف ندارم و این کار رو خیانت به همسر آینده ام میدونم ولی بعضی ها شاید بگن دو شخصیتی هستی ولی واقعا هدفی ندارم و این کارا رو قبل دانشگاه هم انجام میدادم تشکر

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

با سلام و خسته نباشید سوالی که دارم خیلی رو زندگیم تاثیر گذاشته و واقعا نمیدونم چه راهی درسته چه راهی اشتباه . پسری هستم ۲۴ سالمه شغلم نظامیه، مدتی با دختر خانومی آشنا شدم و بهش پیشنهاد ازدواج دادم، مدتی با هم بودیم و خیلی بهش علاقه مند بودم تا اینکه خودش از رابطه های قبلیش بهم میگفت و از کارش پشیمون بود، تا جایی که حتی با کسایی که من میشناختم هم دوست بود و این برام خیلی سنگین بود با اینکه خیلی بهش علاقه مند بودم ازش جدا شدم. الان خانوادم قصد دارن یکی از آشناهامونو برام خواستگاری کنن، ولی من هنوز نتونستم از فکر عشق سابقم بیرون بیام و هنوزم بهش علاقه شدیدی دارم. به نظر شما بعد از ازدواج فکر اون از سرم میپره یا تو زندگی دچار مشکل میشم؟ ممنون میشم سوال منو درج کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام دوستان بنده با یه دختر خانمی جهت ازدواج یه بار به در پنج دقیقه و یه بار هم در حد نیم ساعت با هم ملاقات داشتیم. این خانم ظاهر خوبی داشتن و بعد از اون دیدار من یه مسافرت ده روزه رفتم، چون طرف به دلم نشسته بود توی این ده روز رابطه چتی ادامه داشت و حسابی از شخصیتش خوشم اومد. بعد از ده روز به اتفاق خانواده رفتیم منزل ایشان ولی توی این دیدار چهره شون خیلی برام متفاوت بود و بر خلاف سری های قبل حتی چند بار خورد توی ذوقم، بعد برگشتن حسابی بهم ریختم، دائم نگرانی و دلشوره که نکنه طرف چهره واقعیش این باشه و من نتونم باهاش کنار بیام و از طرفی وابستگی و ویژگی اخلاقیش من شیفته خودش کرده بود، همین باعث شد سرد بشم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام من یه دختر ۲۸ ساله م ، قبلا تو پستی گفته بودم ۲ بار عاشق شدم ولی تا به حال دوست پسر و روابط جنسی نداشتم. حقیقتش اینه که به خاطر سنم یه کم استرس ازدواج گرفتم از طرفی وقتی بیرونم به خاطر چهرم که خیلی بچه گونه ست اکثر پسرای زیر ۲۴ سال پیشنهاد خواستگاری میدن و از طرفی خواستگارای سنتی باب میلم نیستن چون اکثرا سنشون از من خیلی بیش تره و باهاشون صحبت میکنم میگن ما چهره های زنونه رو ددست داریم و شما با وجود زیبایی خیلی چهرتون بچه میزنه البته اندامم اصلا بچگونه نیست... خواستگار سنتی اصلا خوب نیست چون تا الآن که ۱۵ تا خواستگار سنتی داشتم نه اخلاق و رفتارشونو و نه شغل و نه ظاهرشون باب میلم بوده . واقعا نمیدونم اگه بخوام سنتی ازدواج نکنم چیکار کنم؟ لطفا راهکار غیر از سرکار رفتن و ختم و مجالس رفتن ارائه بدین. ممنون

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام راستش یه مساله تو جامعه ما متاسفانه وجد داره . اونم رابطه دختران مجرد با مرد متاهله. یعنی من فقط میتونم براتون تا شب از ماجراهایی که اطرافم اتفاق افتاده بگم. از ماجراهایی که یه دختر مجرد یا خانم مطلقه و بچه دار وارد زندگی آقای متاهل و بچه دار شده. از در و همسایه بگیر تا فامیل و آشنا. نمیدونم از کی بگم براتون از زنی مطلقه که وارد زندگی آقایی متاهل میشه و باعث میشه اون آقا بخاطر اون خانم زنشو جلوی بچه هاش کتک بزنه. از زنی بگم که دختر خودش ازدواج کرده اما افتاده دنبال یه پسر خیلی جوون که اون پسر عقد هم بود. از مردی بگم که تو سن ازدواج دخترش از همسرش جدا میشه و میره دنبال یکی دیگه و باعث افسردگی دخترش و نگاه های بد به اون و کاهش شانس ازدواج اون میشه. الانم که داشتم تو یکی از همین سایتا در مورد یه کرم میخوندم که دیدم یه خانم پست گذاشته پیام یه دختر مجرد و تو گوشی همسرم دیدم چیکار کنم؟! وقتی اینارو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت ازدواج کنم. اگه قراره همیشه استرس اینو داشته باشی که شوهرت یا به اصطلاح مرد کی و کجا و توسط کی فریب بخوره و ... . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام در پست اول درباره نیاز جنسی افراد معلول پست گذاشتم. دسته دوم اما معلولین ذهنی هستند. همانطور که معلولیت ذهنی به معنای اینکه قرار نیست غذا نخوری نیست به معنای اینکه قرار نیست رابطه جنسی نداشته باشی هم نیست. و این در مورد تقریبا همه معلولیت های ذهنی حکم فرماست از سندرم دان گرفته تا طیف اوتیسم که سایق جنسی اش چند برابر جمعیت عادی در نظر گرفته می شود. اگر دقت کرده باشید حتما می دانید که معمولا مراکز نگه داری و بازتوانی معلولین ذهنی تفکیک جنسیتی نیست و این در جامعه ایران که همیشه با تابوی جنسیت بیشتر از شان تابویی اش برخورد کرده معنایی جز باور به این سو پندار غلط که معلولیت ذهنی نسبتی با رفتار جنسی ندارد، ندارد. به همین دلیل متاسفانه در بسیاری از مراکز نگه داری معلولین ساعت های بسیاری پیش می آید که مربیان برای ناهار و استراحت بین کلاس های آموزشی بچه های کم توان ذهنی از هر دو جنس را کنار هم قرار داده و هیچ مراقبی را برای آنها نمی گذارند که رعایت نکردن همین مساله ساده امروز منجر به بارداری های ناخواسته ای شده است که حتما دردسرساز است. ( مشخصا پیشنهاد من اینجا تفکیک جنسیتی این مراکز نیست و صرفا وجود مراقبین کفایت می کند ) . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام خدمت همه دوستانسوالم بیشتر از خانوم هاست چون بیشتر با موضوع سوالم در ارتباط هستن ولی اگه آقایون هم تجربه داشتن لطف کنن و بگن. این روزا تبلیغات زیادی در مورد کرم ضد چروک فوری فروشگاه اینترنتی ... میبینم و میشنوم که ادعا میکنه چین و چروک رو در عرض 2 الی 3 دقیقه از بین میبره و اگه مداوم استفاده بشه تاثیر ماندگار روی پوست داره. متاسفانه بدی اینجور محصولات اینه که چون تقریبا غیر قابل باور بنظر میرسن تا کسی از اطرافیان استفاده نکنه و نتیجه نگیره نمیتونم باورشون کنم . تبلیغات هم که اسمش روشه پول میگیرن تا تبلیغ کنن اکثرا کاری به مفید بودن محصول هم ندارن با این اوصاف راستش ترغیب شدم به خریدش اما هنوز خیلی شک دارم آخه صرفا استفاده کردن چند تا هنر پیشه از این محصول و رضایتشون نمیتونه اون محصول رو واقعا خوب نشون بده. ممکنه تو دوست و آشناهاتون به این مسئله برخورده باشین و اگه تجربه ای در این خصوص دارین. ممنون میشم راهنماییم کنید.

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام به همگی بنده چند روز دیگه میخوام برم خواستگاری ... متاسفانه چند سال پیش به یه دختر علاقه مند شدم و علاقمو بهش ابراز کردم و با هم از طریق پیامک و شبکه های اجتماعی صحبت میکردیم. درباره همه چی صحبت میکردیم حتی مسائل زناشویی ... . هر از چند گاهی دختره میگفت که ما به درد هم نمیخوریم و من باهاش حرف میزدم و قانعش میکردم تا اینکه دست گذاشت رو یکی از خطوط قرمزهای من و منم رو اون موضوع حساس بودم. باید بین اون و خطوط قرمز زندگی ام یکی رو انتخاب میکردم که خطوط قرمزم رو انتخاب کردم و با توافق رابطه رو پایان دادیم . بعد از چند ماه دوباره پیامک داد که ببخشید و اشتباه از من بوده و ... . ولی من حتی جوابش رو هم ندادم . این دختره از آشناهامون هستش و متاسفانه با تابلو بازی هاش همه فهمیدن که من اونو میخواستم و ... این دختره شوهر کرد و رفت پی زندگیش ... حالا من میخوام ازدواج کنم آیا مطالب بالا رو قبل ازدواج به همسرم بگم یا نه ... ؟ خانوما خودشونو تو موقعیت دختری قرار بدن که میخوام باهاش ازدواج کنم و جواب بدن ... اصلا لازمه که این نوع رابطه ها به دختری که قصد ازدواج باهاش دارم رو بگم؟ خواهشا کمکم کنید. اگه نگم و بعد ازدواج فهمید چه عکس العملی نشون بدم ؟

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام به همگی یه سوالی که داشتم اینه که چرا بعضی از دختر خانوما به خواستگارایی که نظامی ( ارتشی ) هستن جواب رد میدن ... . مثلا خود من دو بار قصد ازدواج داشتم و البته خواستگاری نرفتم ولی به صورت غیر مستقیم فهمیدم که اصلا دختر به نظامی نمیدن. همه ی دوستامم این مشکل رو دارن با این که دوستایی دارم که فکر میکنم خیلی پاک و خانواده دوست باشن ولی اکثرا یه جفت کفش پاره کردن تا تونستن ازدواج کنن با این که از لحاظ حقوق و مزایا هم فکر میکنم از متوسط جامعه بیشتر باشه ... پس واقعا مشکل چیه ؟ ممنون میشم درج کنید

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 22:11

سلام من تصمیم به ازدواج دارم ، ولی موندم به حرف عقلم گوش بدم یا قلبم ، یه دختری هست که از بچگی دوسش دارم ، قبلاً دختر خوبی بود ، الان که ١٨ سالش شده دیگه اون دختره سابق نیست ، حجاب افتضاح ! ، عکس اینستا افتضاح ! ، یعنی اگه بدون روسری و شال عکس میذاشت مشکل نداشتم ! بعد کلی پسر فالو کردنش و عکس های نا مناسب شو می بینن . از اون طرفم معلوم نیست با چند نَفَر inrell تشریف داره ، خوب من تا حالا علاقه مو بهش ابراز نکردم . ولی عاشقشم هر چند با این کاراش یکم از چشمم افتاده و معصومیت قبل رو نداره . از اون طرف ارزش هام به من یه چیز دیگه میگه : معیار هام به من میگه باید دنبال دختر با حجاب خوب ، گذشته سالم ، با حیا ، چشم پاک ، با اخلاق و معتقد باشم . صرف نظر از اینکه بخواید مجدداً از جملات کلیشه ای مثل اینکه به دلش نگاه کنم و ... ، استفاده کنید بگید بنظر شما کدوم دختر برام مناسب تره ؟ ( با احترام خدمت مذهبی ها من خودم گول ظاهر طرف رو هرگز نمیخورم ) این دختر خانواده شراب خوری هم داره ، واقعا من چقدر بدبختم که عاشق یه دختری شدم که با ملاک هام صد و هشتاد درجه فرق داره . بنظرتون برم باهاش صحبت کنم بعد بگم بخاطر من حاضر به تغییر هست یا نه ؟ بخاطر عشقی که بهش دارم ، اونم احتمال زیاد به من علاقه داره ، بعد پیش یک روحانی درست کار استخاره هم کردم که بر اساس نتیجه استخاره ، ازدواجم با ایشون به شدت بد ا

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 15:21

سلام من دختری هستم بیست و چند ساله ، دقیقا پارسال بود که برام خواستگاری رو یکی از اقوام معرفی کرده بودن ... زنگ زدن و قرار گذاشتن بیان خونه مون . وقتی زنگ خونه مون زدن بابام ایفون زد و رفت دم در خونه که خوشامد گویی بگه که دید خانواده خواستگار دارن با پسر همسایه مون حرف می زنند و بعد اومدن تو ... رفتارهاشون بسیار عجیب بود مثلا هیچ کدوم درباره پسرشون حرف نمی زدن حتی در مورد من نمی پرسیدن بیشتر مجلس سکوت بود مگر اینکه پدرم ازشون سوال می کرد ... پسره ذره ای نگاه نمی کرد جو جوری بود که خدا خدا می کردم بلندشن و برن . یکی دو بار خواستم بلند شم و مجلس ترک کنم ... خواستگار زیاد داشتم ولی تا حالا مثل اینا نبودن اصلا برا چی اومده بودن ... رفتن و دیگه زنگ نزدن ... خیلی رفتاراشون زشت بود خیلی ... اصلا رفتن اونا برام مهم نیست چون احساس می کنم هم فرهنگ نیستیم ... ولی اگه یه روزی یکی اومد که سخت خواستمش و برای ایندم دیدم که فرد مناسبیه اون وقت با این همسایه مون چیکار کنم ... در اصل من شکم به همسایه مونه ، جوونه سن و سالی نداره ولی از اون بی ذات هاست . کلا آدم درستی نیست اینو خیلی ها میگن ... حالا خیلی نمی خوام بازش کنم .... یعنی آیندم با وجود این همسایه مون چی می شه شرایط عوض کردن خونه رو هم نداریم . حتی کسی چندین سال پیش خونه رو ازش خریدیم از دست همینا فرار کرد البته به گفته همسایه ها .

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام خدمت دوستان عزیز من امسال وارد رشته روانشناسی شدم در کلاس ما ۵ پسر و حدود ۳۰ دختر هست . با توجه به گروه تلگرامی کلاس و تحقیق های درسی و غیره ارتباط روزانه زیادی با نامحرم ها برای من ایجاد شده مثل ارتباط در تلگرام و تلفن و صحبت در دانشگاه و این طور مورد ها که یک جوری اجتناب ناپذیره . مثلا در گروه بندی یک درس من و ۵ خانوم قرار داریم و باید در کتابخونه کنار هم بشینیم و کار کنیم و در تلگرام برای موضوع تحقیق در ارتباط باشیم . می خواستم ببینم ممکنه برای من این ارتباط ها با نامحرم در آینده مشکل ایجاد کنه ؟ با توجه به این که مذهبی معمولی هستم و الان متاسفانه داره یک جور رابطه صمیمیت و دوستی ایجاد می شه بین من و چندین خانوم نامحرم ، مثلا در تلگرام صحبت غیر درسی و از زندگی شخصی مطرح می کنن . و آیا راهی هست که جلوگیری کرد از صمیمی شدن با نامحرم ها ؟ ممنون می شم راهنمایی کنید

برچسب: جلوگیری,دانشگاه, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام خدمت همه ی دوستان یه سوال از همه ی دختر خانوما و آقا پسرا با هر سن و سال و جایگاه اجتماعی داشتم. با توجه به اینکه قانون جذب و انرژی مثبت توی سال های اخیر خیلی مورد استفاده قرار گرفته... به نظرتون واقعاً این قانون غیر ممکن رو به ممکن تبدیل میکنه ؟ آیا تا به حال از این قانون استفاده کردید؟ کلاً نظرتون راجع به این قانون چیه؟ خودم به عنوان شخص معتقد به انرژی مثبت و قانون جذب خیلی از این قانون استفاده کردم و شدیداً بهش معتقدم و زندگیم با این قانون گره خورده . اما با توجه به اینکه خیلی از پست ها و کامنت های قبلی رو خوندم و متوجه شدم یه سری اخلاقیات و رفتارها بین خیلی ها نهادینه شده که خب تاثیرات جامعه ست و دیدم خیلی از موارد رو غیر ممکن دونستید و یا بر عکسش... واسه همین خوشحال میشم نظرتون رو در این مورد هم بدونم. از همه ی نظراتتون کمال تشکر رو دارم

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام سوالی که دارم نمیخوام بازخورد منفی بگیره چون سوالم در مورد افرادیه که خودشون پاسخ هاتون رو میبینن پس لطفا مثل همیشه بهترین جواب هاتون رو بنویسید من ... ای دارم 30 ساله که شرایط مساعدی برای ازدواج دارن و واقعا از هیچ نظری کم و کسری ندارن اما این بین چیزی باعث میشه که ما برای ایشون قدم جدی ای بر نداریم اون هم مساله روابط دوران مجردی ایشونه . اما مساله جدی تر رابطه ایه که 3 ساله با خانومی دارن که نمیتونن تمومش کنن . میگن دوستش دارن در حالی که به هیچ وجه امکان ازدواج با ایشون رو ندارن .میگن دوسش دارن و در مقابل همسر و بچه های اون خانوم با عذاب وجدان میجنگن ، میگن دوسش دارن و از ما میخوان براش دنبال همسر مناسبی بگردیم تا از این شرایط رها بشه و ... خب منو ایشون زیاد راجع به این مساله صحبت کردیم، من معتقدم از دوست داشتن واقعا نشئت نمیگیره و بیشتر به عادت گرایش داره و گله ای از اون خانوم هم ندارم، چون تا مرد های جامعه نخوان زن ها فاحشه نمیشن ... اما سوال اصلی اینه، آیا در این شرایط صحیحه که برای ایشون دنبال همسری بگردیم؟ چطور میشه این خانوم رو فراموش کرد و بطور جدی باهاش قطع رابطه کرد؟ چطور میشه واقعیت هارو بهشون نشون داد و صرفا با دل پیش نرفت ؟

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام خدمت کاربران محترم سایت میخوام از خواهر های عزیز سایت راهنمایی بگیرم دختر بیست و چند ساله ای هستم ، تمام سعی م رو کردم که بنده ی خوبی برای خدا باشم .. بگذریم .. این رو گفتم یه پیش زمینه ای تو ذهنتون باشه . مشکلم اینه که آدم متوهمی هستم .. !یعنی از نگاه پسر ها برای خودم فکر و خیال میکنم . این موضوع منو تو دانشگاه خیلی آزار میده .. سعی میکنم سرمو بندازم پایین و به آقایون نگاه نکنم که مبادا متوجه نگاه پیوسته ای به خودم بشم اما خب .. گاهی متوجه میشم . تپش قلبم بالا میره .. خیلی احساس گناه میکنم . مطمئنم هیچ عشق و علاقه ای بوجود نمیاد اما توهم اینکه طرف منو دوست داره ولم نمیکنه . خانم ها میدونن همین فکر که طرف دوستت داره هر چقدر هم طرف رو برای خودت مناسب نبینی ، ذهن رو مشغول میکنه . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام من ۱۸ سالمه رشته تجربی امسال کنکور دادم رشته خوبی قبول نشدم و موندم پشت کنکور که سال دیگه کنکور بدم دوباره . واقعیتش من اصلا علاقه به درس خوندن نداشتم و ندارم . تا جایی هم که یادمه همیشه جزو شاگردای به عبارت تنبل بودم . میگن باید بری دنبال علاقت . من خیلی فکر کردم به روانشناسی علاقه دارم اینکه به بقیه مشاوره بدم یه کار خیلی عادی و جذاب برامه و اغلب اطرافیان هم بهم اعتماد میکنن و ازم مشاوره میخوان و منم بهشون مشاوره میدم و نتیجه خوبی میده در واقع بهم آرامش میده . اما بحث اینجاست که من دنبال یه شغلم که درآمد داشته باشه موقعیت اجتماعیم رو بالا ببره و بتونم به دختر مستقل خود ساخته و در کنارش همواره باعث افتخار خانوادم باشم . به همه گفتم که میخوام برای فیزیوتراپی تهران بخونم چون فیزیوتراپی همه شرایطی که من برای آیندم میخوام رو داره. واقعا نمیدونم. خانوادم ازم فیزیو میخوان و خیلی خرجم کردن . نمیدونم چکار کنم.. میترسم وارد رشته روانشناسی بشم و تهش چیزی نباشه و احتمال اینکه فیزیوتراپی هم قبول شم کمه چون درسخون نیستم.. همه شرایط برای درسم فراهمه ولی هیچ رغیبی ندارم برای درس خوندن. تنها چیزی که باعث میشه نیرومند بشمو درس بخونم اینه که بین بقیه موقعیتم میره بالا ، پولدار میشم ، موقعیت ازدواج موفقم بالا میره.. و وقتی فکر میکنم که برم روانشناسی و این چیزایی که گفتم نصیبم نشه پشیمون میشم

برچسب: روانشناسی, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام
پسری حدودا 20 ساله ام قصد داریم با یکی از اقوام مغازه ای اجاره کنیم و به کار سبزی خردکنی مشغول شیم میخواستم اگه براتون ممکنه هر چی راجع به این شغل به ذهنتون میرسه رو بگین . چه چیزایی لازمه چه جایی بهتره ؟ چیکار کنیم فروشمون بیشتر میشه و راه های مشتری جذب کردن و ... . اصلا کار خوبی هست یا نه ؟ ضمنا سرمایه مون 20 میلیون هست .

با تشکر از همه

برچسب: تجربیات, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام و وقتتون بخیر حس میکنم به دنیا اومدنم یه شوخی بزرگ از طرف خدا بوده! خانواده خوبی دارم اما از بچگی همیشه حس میکردم هیچکس منو نمیبینه و دوست نداره! گاهی خواهرم میگه وقتی به دنیا اومدی چون دختر بودی همه ناراحت شدن! مامانمم میگه وقتی دنیا اومدی همه منو تک و تنها توی بیمارستان گذاشتن اما من از اول خیلی زیاد عاشقت بودم و هستم. ولی این حرفا همیشه توی ذهنم مونده و تکرار میشه! چند روز دیگه باز تولدمه و باز این حرفا واسم داره تکرار میشه و خاطرات بچگیم که همه منو دختر زبون درازی میدونستن و این اسم تا الان که بزرگ شدم روم مونده! باعث شده با همه ی فامیل قطع رابطه کنم چون واقعا دختر زبون درازی نیستم و حالا که بزرگ شدم بی نهایت آروم و صبورم با یه لبخند همیشگی. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

با سلام خدمت دوستان عزیز من رشته تحصیلیم مهندسی کامپیوتره . میخواستم از دوستانی که هم رشته من هستن یه چند تا سوال بپرسم ... فعلا که ترم یک هستم و داریم زبان c++ رو کار میکنیم ، در کنارش چه زبان هایی رو جدا از دانشگاه کار کنیم ؟ فیلم های آموزشی معتبر و مفید حالا چه رایگان و غیر رایگان از چه سایتی بگیرم ؟ و اینکه انشاء الله بعد از فارغ التحصیلی چه کارهایی میشه انجام داد که پردرآمد باشه ؟ چند تا از دوستانم که قصد دارن مغازه خدمات کامپیوتری بزنن که من اصلا علاقه ندارم ! بیشتر علاقه به برنامه نویسی دارم . در کل رشته خوبی هست ، اما میشه درآمد خیلی بالایی ازش کسب کرد ؟

برچسب: کامپیوتر, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام به همگی دوستان،وقتتون به خیرمن و نامزدم حدودا 15 ماهه که عقد هستیم و از دو شهر مختلف که کمتر از دو ساعت با هم فاصله داریم. تصمیم داریم حداکثر تا 4 ماه آینده بریم سر خونه زندگیمون ... موضوع اینه که من هنوز نتونستم تصمیم قطعی بگیرم که کجا خونه اجاره کنیم شهر ما یا شهر نامزدم! خودش که بیشتر دوست داره شهر خودشون باشیم ولی به خاطر من راضی شده که اینجا زندگی کنیم به این شرط که جشن عروسی نداشته باشیم و فقط لباس بپوشم و عکس بگیریم و بعد ماه عسل ... چون اگه بخوایم اینجا باشیم دیگه اصلا شرایط مالیش رو حتی با فروختن طلاهای من نداره که جشن بگیره! از اون طرف هم خیلی دلم میخواد جشن بگیریم ... ولی اگه بریم شهر نامزدم ( شهرشون از لحاظ فرهنگی،اجتماعی و امکانات رتبه خیلی پایین تری نسبت به شهر ما داره ) میتونیم با اجاره کم و با پول پیش کم، خونه بگیریم و همین طور جشن... و اینکه بعد از یک سال بیایم شهر خودمون . ممنون میشم دوستان منو راهنمایی کنین که تصمیم بهتر رو بگیرم .

برچسب: راهنمایی, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام دوستان من یک سوال برام پیش اومده که چند وقته ذهنم رو درگیر کرده ، چه چیزی دختران رو جذاب نشون می ده؟ منطورم از نظر ظاهری هست مثلا من به شخصه دخترانی که چهره ی معصومی دارند و آرایش های ملایمی دارند و یا کسایی که ابروهاشون رو برنداشتند خیلی بیشتر دوست دارم چون یه حس آرامش به من میده البته من خودم دخترم حالا می خوام بدونم که دیگران هم همین طور هستند ؟ جذب دخترانی میشن که یک نوع آرامش در چهره شون هست؟ آیا اون معصومیت دختران نیست که اونا رو جذاب میکنه ؟

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 5:56

سلام چند وقت پیش یک پست با عنوان ( پسری تقاضای ازدواج کرده احساس میکنم تصمیم اش جدی نیست ) درج شد .من نویسنده همون پست هستم . راستش چون اون اقا خواهرشون با مادرم تماس گرفتند و به چند تا از استادهای دانشگاه هم گفته بودند مادرم قبول کردند که من فقط دو روز با این اقا از طریق تلگرام در مورد نوع عقاید صحبت کنم و بعدش ارتباطم رو قطع کنم. ما تفاهم خوبی رو با هم داشتیم و قرار شد ایشون بعد از گرفتن پرونده وکالتشون یعنی دو سال دیگه به خواستگاری بیان . این آقا حاضر هستند که الان هم به خواستگاری بیان اما من نمی تونم این قضییه رو به پدرم بگم چون به خاطر خواهر بزرگترم الان میگن نه و من هم الان شرایط قبول خواستگار رو ندارم . اما نکته اینجاست که ایشون به من گفتند که چهره ی شما مدام یادم میره و نمیدونم مصلحتی هست یا نه اگه میشه یه عکس از خودتون به من بدید تا روزهای تعطیل یادم نره و هم چنین گفتن قبل از اینکه دو سال صبر کنیم یک بار بیرون از دانشگاه با هم قرار ملاقات بگذاریم . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 15:44

سلام دوستان . وقت همگی بخیر دانشجوهای پزشکی دانشگاه تهران پاسخ بدن لطفا من دانشجوی ترم 7 کارشناسی مدیریت بازرگانی هستم و همین ترم هم فارغ التحصیل میشم . قصد دارم آزمون کارشناسی به پزشکی دانشگاه تهران شرکت کنم ... اطلاعیه ی دانشگاه تهران رو خوندم و کاملا واجدالشرایط هستم.اما از اونجایی که رشته ی کارشناسیم مرتبط نیست ، کارم سخت تره.یکی از دوستان به من پیشنهاد کردند که چون این آزمون مختص دانشگاه تهران هست ، برم به انتشارات دانشگاه تهران ، جزوه های دانشجو های پزشکی رو بخرم . گفتند که هر ورودی یک کپی از جزوات رو به انضمام نکات استاد تو انتشارات دانشکده پزشکی بایگانی می کنند که نسخه های اون ها به فروش هم گذاشته میشه .... و خب منطقیه که خوندن کتب رفرنس گایتون و گری و ... بسیار وقت گیره . و اینکه طراح سوالات این آزمون ، اساتید خود دانشگاه تهران هستند پس خوندن این جزوات بهتره . به نظر شما دوستان پزشک یا دانشجوی پزشکی ، این کار درسته ؟؟ اگر نه ، چیکار کنم بهتره ؟ ادامه مطلب

برچسب: دانشجوهای,دانشگاه, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 15:44

سلام راستش یه مشکل بزرگ برای خانوادم پیش اومده که نمیدونیم باید چجوری حلش کنیم گفتم اینجا سوالم رو بپرسم شاید دوستان بتونن کمکم کنن . قضیه از جایی شروع شد که برادرم تلگرامش رو روی کامپیوتر وصل کرد و یادش رفت پاک کنه و من اتفاقی پیاماش رو با یک خانم 37 ساله خوندم این خانم از دوستان خانوادگی ما هستند و رابطشون با برادرم کاملا مخفیانس و خیلی هم اصرار دارند که هیچکس نفهمه این رابطه رو. برادرم 20 سالشه و احساس میکنم رابطه با این خانم عوضش کرده مثلا اون خانم تشویقش میکنه به مست کردن ، دوست دختر داشتن و ... در حالی که برادرم اصلا اینجوری نبووود یا مثلا چیز های مثبت 18 میفرسه و ... اینم بگم که داداشم خیلی وابستس به ایشون حتی وقتی از شهر ما رفتن داداشم کلی گریه میکرد حالا ما چیکار کنیم که دیگه رابطشون قطع بشه؟؟!! این خانوم بچه ش همسن داداشمه

برچسب: تلگرامی, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 15:44

صفحه بندی

خبرنامه